محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

485

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

اين گفته امام عليه السّلام : « و إنما سميت الشبهة . . . » در مىيابيم كه واژه شبهه تنها بر امور باطل اطلاق مىشود . ( فأما أولياء اللّه فضياؤهم فيها اليقين ) ضمير « فيها » به شبهه باز مىگردد و منظور از يقين ، علم مصون از خطا است . امام عليه السّلام در موارد بسيار از يقين به جاى علم استفاده مىكند ؛ چنان چه در وصف پرهيزكاران مىگويد : « و ايمانا فى يقين » « 1 » يعنى ايمانشان عالمانه است . كسانى كه در پرتو نور علم گام برمىدارند ، در امان از شبهات و باطل ، و مرجع مقابله با باطل و ابطال شبهات هستند . سپس امام عليه السّلام به منبع علم ايشان اشاره مىكند : ( و دليلهم سمت الهدى ) منظور از « سمت الهدى » راه هدايتگر وحى است . خداوند در اين باره مىفرمايد : « اين كتابى است كه در آن شكى نيست و هدايتگر پرهيزگاران است . » « 2 » بنابراين منبع شناخت حق و زدودن شباهت ، كتاب خداوند و سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله است . ( فأما أعداء اللّه فدعاؤهم فيها الضّلال ) مدعيان دروغين هيچ دليلى در ترويج شبهات خويش جز جهالت و گمراهى ندارند . ( و دليلهم العمى ) آنان ، اهل تقليد هستند و آراى نادرست دارند و به قياس باطل و سلايق موهوم پايبند هستند . ( فما ينجو من الموت من خافه و لا يعطى البقاء من أحبّه ) شارحان مىگويند : اين بخش ارتباطى به ماقبل ندارد و از جاى ديگرى گرفته شده و به مناسبت در اين جا گذاشته شده است . « 3 » شايد مناسبت از آن روى باشد كه

--> ( 1 ) . نهج‌البلاغه : خطبه 193 . ( 2 ) . ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ بقره / 2 : 2 . ( 3 ) . شرح نهج‌البلاغه ، ابن ابى الحديد : 2 / 298 .